شاعری که میداند چه بگوید
حسنا محمدزاده درباره مجموعه شعر «روبه رو» معتقد است: معین اصغری شاعر مجموعه شعر «روبه رو» میداند چه میخواهد بگوید اما در چگونه گفتن وسواسی به خرج نمیدهد.
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، حسنا محمدزاده از شاعران کشورمان یادداشتی بر کتاب «رو به رو» سروده معین اصغری نوشت و آن را در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است.ایدهآلِ «شعر خوب» برای شخصیتهای مختلف متفاوت است و هر کس میتواند از آن بنابر حس زیبایی شناسیاش تعریفی داشته باشد. یکی ترجیح میدهد عاشقانه بخواند دیگری علاقمند به شعر مذهبیست و عدهای مضامین اجتماعی را بیشتر میپسندند. اما این تعریف تا آنجا که به ساختار شعر مرتبط باشد در همهی موارد کم و بیش مشابه است.هنرمند در واقع خالقیست که جهانی را میآفریند و هرچه این جهان خلق شده تازهتر و نو تر باشد حکایت از هنرمند تر بودن آفرینشگرش دارد بالاخص وقتی جهانی را خلقکند که پیش از او کسی خلق نکرده باشد و عوامل بیشماری در شکلگیری آن دخیلاند از جمله احساسات، خُلقیات، آرزوها، ناکامیها، خانواده، جامعه، گذشته، تجربیات، دوستان و صدها عامل درونی و بیرونی دیگر، از این رو نمیتوان به طور قطعی گفت: " نباید اینگونه مینوشت" یا " باید به این شکل بنویسد " بنابراین هر قدر هم که اثری را خالی از شاخصههای منحصر به فرد هنرمند بدانیم و بخواهیم آن را تقلید یا تکرار مکررات فرضکنیم خواه ناخواه گوشهای از نیازهای درونی، شرایط زیستی، سلایق، آرمانها، اعتقادات و شخصیت سامانیافتهی او در آن منعکس شدهاست که انکار ناپذیرند. اما آنچه تفاوت را میان هنرمندان رقم میزند تفاوت در قدرت خلق و چگونگی این انعکاس است .
یکی از مضامینی که در سالهای اخیر به شدت بین جوانان رواج پیدا کرده مضامین عاشقانه است عاشقانههایی که معمولا از فرمهای سطحی و کممایه پیروی میکنند بیآنکه به این مسأله توجه شود که از عشق گفتن کار سادهای نیست و به نیرویی پرورش یافته و قوی نیاز دارد تا در نهایت شاعر را به اثری برساند که در میان دریای بیکران شعرهای درخشان گذشته تا امروز، حرفی برای گفتن داشتهباشد و بدرخشدمیتوان گفت صادقانه نوشتن در رسیدن به این مهم، نقش موثری دارد اینکه شاعر بتواند خودش باشد و از آنچه زندگی روزمره در اختیارش میگذارد بنویسد اندوهها و شادیهای خودش را به واژه بکشاند امیال و آرزوهای نهادینه شده در وجودش را و هر چیزی که در اوست و ممکن است در دیگران نباشد در واقع شعر بیان رازهای درون و باورهای قلبی ماست و زمانی به خوبی به ثمر مینشیند که در هالهای از نوآوری و خلاقیت باشد با این پیشزمینه به سراغ بیست و پنج غزل عاشقانه از «معین اصغری» میرویم، در مجموعهی«رو به رو» که اولین مجموعهی منتشرشده شاعر است. معین اصغری به گواهی کتابش متولد سال 73 است؛ شاعری بسیارجوان و خوشآتیه، از این رو بیان خیلی از مسائل در چارچوب اولین تجربهی مکتوب شاعر، برای منتقد به منزلهی راه رفتن بر لبهی تیغ است از سویی ممکن است چراغی باشد برای پیمودن هرچه بهتر و اثربخشتر این مسیر دور و دراز و از طرفی میتواند نتیجهای بالعکس داشتهباشد. شاعر مجموعه «رو به رو» زبانی بسیار روان و ملموس دارد و صادقانه و بیپرده احساس و تفکرش را به واژه میکشاند.
با توجه به اوزان متنوع بکار رفته در این مجموعه میتوان گفت به غنای موسیقی بیرونی توجه خاصی دارد و علاوه بر آن موسیقی کناری در غزلهایش پربار است ، به طوری که اکثریت قریب به اتفاق اشعار او دارای ردیف هستند( ای گِل بیقدر با عشق از ازل آمیخته/ این که خواهی گشت «آدم»ساز، میشدحدسزد/ پیشبینی کردنش آنقدرهم مشکل نبود/ رفتنت را از همان آغاز میشد حدسزد) (ص34)(مثل درختی خشک در کوران سرما / میسوزم و این سوختنها گفتنی نیست/ باید ببخشی نامههایت بیجواب است/ غمهای بیپایان دنیا گفتنی نیست) (ص42)در اکثر اشعار، تلاش شاعر برای رسیدن به سادهسرائی آشکار است؛ زبان ساده و بدون تکلف، موسیقی روان و شیوه چینش بیتها باعث شده زبان شعر مثل زبان مردم روان باشد حتی گاهی اصطلاحات روزمره هم چاشنی سخن میشوند(به قول دوستیاش شک نکن، خیالت جمع!/ به باوفایی «غم» یک نفر نمیبینی) (ص37)(عاقلتر از اینی که دل بسپاری اما/ دست خودت هم نیست تنهایی، مگرنه؟) (ص12)بیشتر ابیات این مجموعه قابلیت آن را دارند که به تنهایی خواندهشوند و محتوایشان را بدون نیاز به حضور سایر ابیات غزل، به مخاطب منتقلکنند. تک بیت سرایی و بیتوجهی به وحدت فرمی و محتوایی غزل، در شعر امروز آفتی همهگیرشده با این وجود در اشعار معین اصغری، پیوستگی تصویری و محتوایی در راستای عمودی شعر هم گاهی دیدهمیشود.
(فرصت مهیا و زمان عمر اندک/با عزم طی کن روزگارت را نه با شک/راز بزرگی در دل مرگ است اما/ آن را نمیبینند آدمهای کوچک/ «حتی به یک نخ نیز اینجا دل نبندید»/ این را نوشت و رفت بالا بادبادک) (ص32)این شعر علیرغم بیت محور بودن، مخاطب را در کل با محتوای منسجمی رو به رو میکند اگرچه مفهوم کهنه است، اما شیوهی بیان آن نو است. اما در کلیت کار باید گفت که شاعر نتوانسته در شعرهایش از روایت استفاده کند تا شعرش را از افقی بودن به سمت عمودیت پیش براند.ساده سرائی و داشتن زبان ساده خوب است به شرطی که شاعر را به سادگی بیان و سهلانگاری دچار نکند و به شاعرانگی اثرش لطمهنزند به همین دلیل است که میگویند ساده نوشتن بسیار دشوارتر از پیچیده نوشتن است. معین اصغری میداند که چه میخواهد بگوید اما در چگونه گفتن وسواسی به خرج نمیدهد.به نظر نمیرسد برای رسیدن به ایدهآلترین فرم از محتوایی که در ذهن دارد پایین و بالا یا سبک، سنگینی کرده باشد. خیالانگیزی و توجه به مباحث عمدهی علم بیان( تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز)، به کار بردن ترکیبات نو، جانبخشی به اشیا بیجان، بهرهگیری از نماد، احساس پیوستگی با طبیعت، بازی با کلمات(مراعات نظیر، تضاد، تکرارهای هدفمند و...) حسآمیزی، پارادوکس، حسنتعلیل، ایهام و همه و همه مواردیهستند که در چگونه گفتن شاعر نقش بسزایی را ایفا میکنند و میتوانند با پرورش تخیل، شعر را به مرزهای مدرن بودن برسانند.
در واقع آنچه به ابیات موزون لباس شاعرانگی میپوشاند خیالانگیزیست که میتوان در سایهی آن به تأثیر و تأثر شعر افزود ناگفته نماند تخیلی ارزشمند است که با همراهی دیگر عناصر شعر بتواند مخاطب را در فضای ذهنی شاعر قرار دهد وگرنه تصاویری که نقشی در انتقال عواطف و اندیشهی شاعر نداشتهباشند و فقط به قصد هنرنمایی باشند چندان ارزشمند نخواهندبود. مثل پیراهن زرکوبی که بر تن مجسمهای بیجان پوشاندهشود.معین اصغری با توجه به ابیاتی از «رو به رو» نشان داده که میتواند متفاوت و خیال انگیز بنویسد آنجا که چشم را به اتاقی تشبیه کرده و اشک را مهمان آن، یا جایی که دلیل شوری آب دریا را اشک ماهیها دانسته.
(با این که چشمانم اتاقی سوت و کور است/ یک امشبی را هم شده بد بگذران اشک) (ص8)(اشک ماهیهای تنها بود که/ آب اقیانوسها را شور کرد) (ص13)او نشان داده که با کمک آرایه های متنوع از جمله تضاد و جناس میتواند به تأثیرگذاری بیشتر کلامش کمککند(ای بلند آوازهی گمنام! خاموشیت را/ از همان فریاد بیآواز میشد حدسزد) (ص33)(جهانم تار شد بعد از نبود تو/ از آن سویی که رفتی رفت سوی چشم) (ص21)اما از این دست اتفاقها در شعر او کمتر از حد انتظار است در واقع شاعر بیش از هر چیز عاطفه را دستمایهی سرودن کرده، که برای عاشقانهسرایی لازم است اما کافی نیست باید گفت هر بیت به منزلهی ظرفیست با گنجایشی محدود، شاعری موفقتر خواهدبود که آن را با بهترینها پر کند و در این راستا باید مواردی را در نظر داشت از جمله پرهیز از تکرارهایی که برای رسیدن به هدف خاصی نیستند (حساب کن چقدر غم به این و آن دادی/ ولی من از تو غم بیحساب میخواهم/ سؤال هستی من از تو نیست غیر از عشق/ سؤال کردهام و یک جواب میخواهم) (ص9)، اهمیتدادن بیشتر به مراعات نظیر میان واژگان و استحکام معنایی و تصویری میان مصرعهای یک بیت، بعلاوه توجه به برخی فراز و فرودهای زبانی که گاهی به دلیل محدودیت وزن رخ میدهند مجموعهی «رو به رو» توسط انتشارات شهرستان ادب در بهار نود و شش منتشر شدهاست.انتهای پیام/.
08:47 - 16 مرداد 1397